تبليغاتX
ب عد از ظ ه ر سگی - عنوان ندارد

ب عد از ظ ه ر سگی


میدونی؟

کلاغ بود دلش خواست عقاب باشه ، لاشخور شد...
بهش بر خورد ، بال داره پر داره ، پرواز کرد ، ابر ها رو رد کرد وگذشت و اوج گرفت سفید شد
.../...
شد کبوتر

دل داشت ، داره آره هنوزم داره کبوتر ِ نازنین ...

بـــــیا برات تعریف کنم چطور بری تو تنظمیات ِ دلت و از تو منوی سمت راست یا چپ! گزینه always رو انتخاب کنی و همیشه کبوترِ سفیده ء مهربون باشی!

عجیب دل ِ لامصب ما هوای قلیون و چای و خرما کرده و نم ِ بارون و یه غریبه که اگه فحش ناموسم کشیدم به هر چی بیریختی ِ تو دنیا لبش رو گاز نگیره و نگه علی؟

نا شکر نیستم اما دل ِ لامصب بعضی وختا بایسی خودش رو خالی کنه گیریم که چنتا فُشَم دادیم به کجای دنیا بر میخوره؟

آقا نور بالا نزن ! من خرم به ولای علی! وسط اتوبان دستی میکشم پیاده میشم خوار مادرتو ...استغفرا...

پ.ن : آخرین خط محلی از اعراب ندارد .
این پُست وجود خارجی ندارد.
کلاغم کبوتر میشه .
سیبم هزار تا چرخ میخوره .

میدونی؟

کلاغ بود / پرواز کرد / سفید شد / always

ناموساً نگرد دنبال ارتباط که این پُست لذت بی ارتباطی ِ کلمات را میچشد .

! delicious


+ نوشته شده در  87/09/12ساعت   توسط علی . آ