
تلوزیون قدیمی روی چهار پایه ای قدیمی تر همیشه جدیدترین اخبار دنیا را پخش میکرد ... فکر کردم اصالتش به ترانه های چند دهه پیش است این بود که بی اختیار دستم به طرف چکشی رفت که چند لحظه پیش باهاش چند گردو و بادام شکسته بودم و به سوی جعبه جادویی ((هه!!)) پرتش کردم . انفجار مهیبی رخ داد ...
هم زمان ، در اتاق من و عراق و افغانستان و کرانه ء باختری و جاهای دیگر. گوشه ابروی ِ من شکافت ، در عراق چند غیر نظامی کشته و در افغانستان و جاهای دیگر ((انفجار))چند کشته و چند مجروح به همراه داشت .
پ . ن : ب عد از ظ ه ر سگی تقدیم با احساس سگی به کسی که کلمه بازی ِ ما مدیون ِ بودن ِ سگانه اش ! است .
+ نوشته شده در 87/10/06ساعت   توسط علی . آ
